رویای ماه
دهان بر چهره زخمی بود و به شد . .
که عشق را چه به ما *مهديه لطيفي دقت كردي از هرچي بترسي سرت مياد؟؟ از هركس متنفر باشي و يه روز با تحقير و تعجب بهش خيره شده باشي يه روز درررست مثل اون ميشي.. حالا تو هي بشين و حسرت بخور.. خدايا.. گناه من از بخشش تو بزرگتر است.. حالا تو هي ببخش هي ببخش.. ببخش...
قوانین قدیم دنیا را می توان از این رو ، و هم چنین از آن رو خواند : کسی که چیز کمتری دارد ، در همان لحظه چیزی هم بیشتر دارد. وقتی
آدم کسی را دوست نداشته باشد ، نه در این سوی زندگی و نه در آن سو ،
اهمیتی ندارد ؛ نمی تواند او را ببیند . وقتی آدم کسی را دوست دارد ، همیشه
چیزی برای گفتن یا نوشتن به او پیدا می کند ؛ تا آخر عمر . برگفته از کتابِ " ژه " (اَبلهِ مَحله) ؛ کریستیان بوبَن از سری داستان های فرانسوی - خداوندا ! ما را از شر كساني كه دوستمان دارند ، محفوظ بدار ...
دوست داشتنت امشب دوست داشتنت تو که می خوابی حساب و کتاب ندارد با تو همیشه می آیی و می روی *مهديه لطيفي
باران پاييز
به لطف پاييز
باران تابستان
به لطف بي گاهي اش
باران بهار
باران زمستـ...
اصلا باران!
اصولا خود باران
عاشقم مي کرد
از سال ها پيش
که چه مي دانستم عشق چيست
تا سال ها بعد

طعم انار و خرمالو می دهد
طعم سفره ی یلدا
وسط گرمای مرداد
که همه را کلافه کرده
که همه را به جان هم انداخته
و تو را به جان من!
طعم یخ در بهشت می دهد امشب
شب که نه
دو سه پله ی دیگر
صبح است
می ترسم برف بگیرد فردا
و حیرت روزنامه ها
شهر را بردارد!
می ترسم خوابِ برف ببینی
و برف بگیرد
و تابستان ماتش ببرد!
یا خوابی ببینی
که درخت سبز شود بر تخت
و همسایه از صدای روییدن ریشه
از خواب بپرد
نه فصل ها
نه هوا
نه ماجراها
یا شاید هم نمی آیی که بخواهی بروی
و من همیشه
در به در
دنبال تشبیه طعم دوست داشتنت می گردم
به چیزهایی که کلمه برایشان اختراع شده باشد
قبل ها
| Design By : nightSelect.com |



